آموزش زبان آلمانی درکمترین زمان
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392ساعت 9:37  توسط رحمان رسولی آذر | 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1391ساعت 11:16  توسط رحمان رسولی آذر | 

حرف Ö

حرف Ö صدای نسبتا پیچیده‌ای دارد و فاقد معادل مناسب در زبان فارسی یا انگلیسی است این حرف به دو صورت تلفظ می‌شود.

ö کوتاه: همانطور که گفتم این حرف فاقد معادل مناسب در فارسی است اما برای تلفظ آن باید لب‌های خود را گرد کرده و صدای اُ را تلفظ کنید به طوری که در انتها کمی به او شبیه شود.

Köln

Stöcke

Löffel

Hölle

kœln

tœkə∫

lœfl

hœlə

 

همانطور که دیدید در حروف فونتیک این صدا به صورت œ نمایش داده می‌شود.

 

ö بلند: این صدا نیز شبیه به ö کوتاه اما کشیده‌تر تلفظ می‌شود و بیشتر به صدای او شبیه است. در صورتی که صدای ö به صورت öh در یک کلمه باشد حتما به صورت بلند تلفظ می‌شود.

stöhnen

blöd

Löhne

böse

Flöte

tø:nən∫

blø:t

lø:nə

bø:zə

flø:tə

 

همانطور که دیدید در حروف فونتیک این صدا به صورت ø نمایش داده می‌شود.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1392ساعت 11:19  توسط رحمان رسولی آذر | 

در این بخش به طور مقدماتی در مورد افعال با قائده سخن می‌رانیم. همانطور که می‌دانید در زبان آلمانی هم مانند فارسی افعال باید صرف شوند. از نظر صرف افعال, افعال آلمانی به دو دسته تقسیم می‌شوند: با قائده و بی قائده

در این قسمت شما با طریقه صرف افعال با قائده آشنا می‌شوند. مثال‌ها را با دو فعل باقائده wohnen (زندگی کردن) و kommen (آمدن) توضیح خواهم داد:

ich

من



 

ich komme

.من می‌آیم

ich wohne

.من زندگی می‌کنم



 

du

(تو (غیر رسمی



du kommst

.تو می‌آیی

du wohnst

.تو زندگی می‌کنی



 

Sie

(شما (توی رسمی



Sie kommen

.شما می‌آیید

Sie wohnen

.شما زندگی می‌کنید



لازم به ذکر است که بسیاری از افعال آلمانی جزو افعال با قائده محسوب می‌شوند.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1392ساعت 11:15  توسط رحمان رسولی آذر | 

در این بخش به بیان روش ابراز نیاز و جمله «من نیاز دارم» می‌پردازیم. برای این کار در زبان آلمانی باید از فعل brauchen استفاده کنید که فعلی باقائده و به معنای نیاز داشتن است. قبلا تا حدودی درباره صرف کردن افعال باقائده صحبت کرده‌ایم.

توجه داشته بشید که فعل brauchen با اسم‌ها به کار می‌رود. به مثال‌های زیر توجه کنید.

Ich brauche ein Fahrrad.

من به یک دوچرخه نیاز دارم

Sie brauchen eine Tankstelle

شما به یک پمپ بنزین نیاز دارید

Du brauchst Benzin.

تو به بنزین نیاز داری

 

برای نشان دادن الزام یا نیاز در انجام کاری باید از فعل müssen استفاده کنید. این فعل یک فعل مودال است و در ضمن بی قائده نیز محسوب می‌شود. بعدها درباره طریق استفاده از این فعل صحبت خواهیم کرد.

با وجودی که فعل brauchen تنها با اسم‌ها استفاده می‌شود اما می‌توانید از آن برای نشان دادن عدم نیاز به انجام کاری نیز استفاده کنید. برای این کار باید از nicht پس از فعل استفاده کرده وسپس حرف اضافه zu را پس از آن قرار دهید. به مثال‌های زیر توجه کنید:

Ich brauche nicht zu tanken.

من نیازی به سوخت‌گیری ندارم

Sie brauchen nicht zu arbeiten.

من نیازی به کار کردن ندارم

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1392ساعت 11:13  توسط رحمان رسولی آذر | 

در این بخش به بیان روش‌های گفتن «آنجا» و «آنجا...هست» می‌پردازیم.

برای گفتن آنجا می‌توانید از واژهای da یا dort استفاده کنید. این تو واژه معنی تقریبا مشابهی دارند با این تفاوت که dort رسمی‌تر است و به مکان‌های دورتر اشاره می‌کند. Da معنای «اینجا» را نیز می‌دهد.

Die neue Foto-Ausstellung ist da.

.نمایشگاه جدید عکس انجاست

Sie finden das Restaurant dort.

.شما  رستوران را آنجا پیدا خواهید کرد

 

(اینجا, آنجا) هست – (اینجا, آنجا) وجود دارد

به وسیله هست یا وجود دارد می‌توان از وجود محل یا چیزی خاص خبر داد. برای این کار در زبان آلمانی از عبارت es gibt استفاده می‌کنند. نکته‌ای که باید به آن توجه داشته باشید این است که حتی درصورتی که مفعول مورد نظر جمع هم باشد عبارت es gibt تغییر نخواهد کرد. به مثال‌های زیر توجه کنید:

Es gibt ein Kino dort.

.آنجا یک سینما وجود دارد

Es gibt da Toiletten.

.توالت‌ها آنجا هستند

 

برای سوال کردن درباره وجود چیزی در یک محل خیلی ساده جای es و gibt را با هم عوض می‌کنیم.

Es gibt ein Telefon.

.اینجا) یک تلفن وجود دارد)

Gibt es ein Telefon?

آیا (اینجا) یک تلفن وجود دارد؟

Es gibt ein Schwimmbad.

.اینجا) یک استخر شنا وجود دارد)

Gibt es ein Schwimmbad?

آبا (اینجا) یک استخر شنا وجود دارد؟

Es gibt da Toiletten.

.توالت‌ها آنجا هستند

Gibt es da Toiletten?

آیا آنجا توالت هست؟

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1392ساعت 11:11  توسط رحمان رسولی آذر | 

در این بخش به طریقه صحیح گفتن تاریخ در زبان آلمانی می‌پردازیم.

در زبان آلمانی نیز مانند زبان فارسی و انگلیسی برای گفتن تاریخ از اعداد ترتیبی (اول, دوم, سوم و ...) استفاده می‌کنیم.

برای ترتیبی کردن بیشتر اعداد تا 19 باید پسوند –ten را به انتهای آنها اضافه کرد و از 20 به بعد از پسوند –sten استفاده می‌کنیم.

برای گفتن یک بازه از تاریخ به صورت «از... تا ...» در آلمانی از vom... bis zum... استفاده می‌کنیم. به مثال‌های زیر توجه کنید:

Vom vierten bis zum achten August

از چهارم تا هشتم اوت

Vom zwanzigsten bis zum einunddreißigsten

از بیستم تا سی و یکم

همانطور که گفتم برخی اعداد از برای ترتیبی شدن از قائده پیروی نمی‌کنند. این اعداد به صورت زیر ترتیبی می‌شوند.

ersten

اول

dritten

سوم

siebten

هفتم

achten

هشتم

 

برای نشان دادن اعداد ترتیبی به صورت علامت از یک نقطه در کنار عدد استفاده می‌کنند.

Von 4. bis zum 8. August

از چهارم تا هشتم اوت

Von 20. bis zum 31..

از بیستم تا سی و یکم

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1392ساعت 11:8  توسط رحمان رسولی آذر | 

در این بخش به بیان روش‌هایی برای صحبت کردن درباره چیزهایی که دوست دارید یا ندارید می‌پردازیم.

اولین راه استفاده از عبارت ich mag است. توجه داشته باشید که پس از این عبارت باید از یک اسم استفاده کنید.

.Ich mag Schokoladenkuchen


من کیک شکلاتی دوست دارم.

 

برای صحبت کردن درباره چیزهایی که دوست ندارید تنها لازم است که از واژه nicht در انتهایی جمله استفاده کنید.

.Ich mag Schokoladenkuchen nicht


من کیک شکلاتی دوست ندارم.

.Ich mag Fußball nicht


من فوتبال دوست ندارم.

.Ich mag Wurst nicht


من سوسیس دوست ندارم.

 

راه دوم استفاده از عبارت es gefällt mir است. این عبارت به صورت تحت الفظی به معنی «این منرا خوشحال (راضی) می‌کند» است. و پس از آن باید از یک اسم استفاده کرد.

.Fußball gefällt mir


من فوتبال را دوست دارم.

.Das T-shirt gefällt mir


من این تی شرت را دوست دارم.

 

برای منفی کردن جملات باید واژه nicht را به انتهای جمله اضافه کنید.

.Fußball gefällt mir nicht


من فوتبال دوست ندارم.

.Das T-shirt gefällt mir nicht


من این تی شرت را دوست ندارم.

 

روش بعدی استفاده از قید gern است. باید توجه داشته باشید که برعکس دو روش بالا پس از gern باید از یک فعل استفاده کنید.

.Ich schwimme gern


من شنا کردن را دوست دارم.

.Ich tanze gern


من رقصیدن را دوست دارم.

.Ich singe gern


من آواز خواندن را دوست دارم.

 

برای منفی کردن جملات بالا باید از nicht قبل از gern استفاده کنید.

.Ich schwimme nicht gern


من شنا کردن را دوست ندارم.

.Ich tanze nicht gern


من رقصیدن را دوست ندارم.

.Ich singe nicht gern


من آواز خواندن را دوست ندارم.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1392ساعت 11:6  توسط رحمان رسولی آذر | 

lebe jeden Tag als wärs dein letzter

هر روزت را طوری زندگی کن که انگار آخرین روز زندگیت است

Der Sinn des Lebens ist,dem Leben einen Sinn zu geben

حس زندگی به این است که به زندگی حس ببخشیم

Man sieht nur mit dem Herzen gut,das Wesentliche für die Augen ist unsicht bar

انسان فقط با قلبش خوب می بیند زیرا خوبیهای درونی با چشم دیده نمی شوند

Das schönste was die Liebe geben kann ,ist ein Lächeln

تنها یک لبخند است که موجب عشق می شود.

Wenn du etwas erreichen willst,darfst du nicht so viel an dir zweifeln

وقتی می خواهی به چیزی برسی اجازه شک و تردید به خود راه مده.

Wir leben alle unter dem gleichen Himmel ,aber wir haben nicht alle den gleichen Horizont

ما همه زیر یک آسمان زندگی میکنیم اما همه ما افق یکسانی نداریم.

lebe dein Leben und nicht dein Traum

زندگی کن اما نه در رویا

Wo ein Wille ist,ist ein Weg

هر جا اراده ای هست،راهی هم هست.

Hoffnung ist nicht die Überzeugung das etwas gut ausgeht,sondern die Gewissheit,das es sich nicht lohnt,um etwas zu kämpfen,ganz egal,wie es ausgeht.

امید اعتقاد به این نیست که کاری خوب پیش برود بلکه یقین به این است که چیزی که ارزش جنگیدن ندارد،سرانجامش فرقی نمی کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1392ساعت 10:49  توسط رحمان رسولی آذر | 

در این بخش درباره برخی از کاربردهای واژه bitte صحبت خواهیم کرد. در زبان آلمانی واژه bitte واژه بسیار پرکاربردی است. این واژه با توجه به کاربردش می‌تواند معانی بسیار متفاوتی داشته باشد اما به طور کلی به جملات و درخواست‌ها حالت مودبانه می‌دهد. حال با برخی از معانی آن آشنا می‌شویم:

Bitte می‌تواند به معنی لطفا باشد:

Können Sie mir helfen, bitte?

لطفا, می‌توانید به من کمک کنید؟

Eine Tasse Tee, bitte.

یک فنجان چای, لطفا؟

 

از Bitte sehr به معنی بفرمایید (در هنگام تحویل دادن چیزی) استفاده می‌شود:

بفرمایید, نوشابه‌یتان.

.Bitte sehr, Ihr cola

 

از. Bitte schön برای پاسخ دادن به تشکر و به معنی «خواهش می‌کنم» استفاده می‌شود:

Danke

ممنونم

Bitte schön

خواهش می‌کنم

 

از Wie bitte? یا به حالت ساده تر bitte? در مواردی استفاده می‌شود که شما منظور طرف مقابل را متوجه نمی‌شوید.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392ساعت 10:0  توسط رحمان رسولی آذر | 

خوب در  زیر ضمایر شخصی آلمانی را قرار می دهم .و دوستان هر کجا سوالی داشتید می توانید در بخش نظرات مطرح کنید بنده در اسرع وقت(نهایتا دو روز) پاسخ شما را خواهم داد.

  ich  من

  wir   ما

  du  تو --زمانی که مخاطب را کاملا می شناسید یا با وی بسیار صمیمی هستید

ihr  شما حالت صمیمی و دوستانه برای مخاطب قراردادن یک جمع چند نفره

Sie  شما  حالت محترمانه برای مخاطب قرار دادن یک نفر

 Sie  شماحالت محترمانه و رسمی برای مخاطب قرار دادن یک جمع چند نفره

er  او (مذکر)

 sie  آنها -- برای تمامی کلمات مذکر ، مونث ، خنثی

  es  او (خنثی)

  sie  او (مونث)

  تمامی ضمایر شخصی را قرار دادم.هیچ نگران نباشید بسیار ساده و آسان است.شاید تعجب کرده باشید که کلمه Sie چندین بار در این جدول آمده است شاید بپرسید چگونه بفهمیم کدام است.خوب این خیلی راحت است با استفاده از فعلی که در جمله می آید راحت می توان فهمید منظور کدام است.

درباره فعل ها در درس های بعدی بیشتر برایتان توضیح می دهم. راه دیگری هم وجود دارد.هرجا کلمه Sie با  حرف بزرگ آمد منظور Sie است که برای احترام استفاده می شود و این کلمه فقط معنی شما می دهد (چقدر راحت)

نکته مهم :در زبان آلمانی کلمات خنثی ، مذکر و مونث  در هر کجای جمله که باشند حرف اولشان بزرگ نوشته می شود.

Das ist ein Buch                این یک کتاب است

اگر به جمله بالا نگاه کنید متوجه می شوید که حرف اول  کلمه Buch با حرف بزرگ نوشته شده است و این برای کلیه کلمات صادق است و در صورت کوچک نوشتن غلط است. و به سادگی می توانید نکته فوق را به خاطر بسپارید.

من منتظر نظرات شما هستم .اگر مشکل یا سوالی داشتید می توانید در بخش نظرات مطرح کنید..

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1391ساعت 9:56  توسط رحمان رسولی آذر | 

زمان گذشته ساده

این زمان که به آن در آلمانی «präteritum» می‌گویند دلالت به انجام یک کار ادامه دار در گذشته و یا نقل یک اتفاق در گذشته دارد. احتمالا به جملات در این زمان تنها در هنگام خواندن روزنامه یا کتاب برخواهید خورد.

موارد استفاده

در عمل شما معمولا به در صحبت‌های روزمره فقط دو فعل sein (بودن)  و haben (داشتن) را در این زمان استفاده خواهید کرد. موارد برخورد به بقیه افعال در حالت ماضی تنها در مکتوبات و داستان‌هاست. از این رو در صورتی که بتوانید این دو فعل را به درستی در زمان ماضی به کار برید مشکل زیادی در صحبت کردن و درک مطالب شفاهی ندارید. توصیه می‌گردد در مورد یادگیری گرامر سعی کنید پس از یادگیری سطحی این زمان, وقت بیشتری را برای یادگیری قسمت‌های با اولویت‌تره گرامر زبان آلمانی بگذارید.

طریقه استفاده

1- افعال ضعیف

پسوند –en را از مصدر فعل حذف کنید و برای افعال مفرد پسوند –te و برای افعال جمع و Sie پسوند –ten را به فعل اضافه کنید. برای ضمایر du و ihr نیز بیاد به ترتیب پسوند –test و –tet  اضافه ‌می شود.

به مثال زیر توجه کنید.

hörten

wir

hörte

ich

hörtet

ihr

hörtest

du

hörten

Sie

hörten

Sie

hörten

sie

hörte

er/sie/es/man

 

در این مورد هم باید به خطار داشته باشید که در صورتی که حرف آخر ریشه فعل t یا d باشد باید حرف –e را قبل از اضافه کردن پسوند صرف کنند اضافه کنید.

به مثال زیر توجه کنید.

arbeiteten

wir

arbeitete

ich

arbeitetet

ihr

arbeitetest

du

arbeiteten

Sie

arbeiteten

Sie

arbeiteten

sie

arbeitete

er/sie/es/man

2- افعال قوی

در مورد تغییر افعال قوی به حالت گذشته «präteritum» هیچ قائده خاصی وجود ندارد و تنها راه به خاطر سپردن حالت ماضی این افعال است.

لطفا نظریادت نره دوست عزیز!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1391ساعت 10:12  توسط رحمان رسولی آذر | 

در این بخش به طریقه صحبت کردن درباره آینده خواهیم پرداخت.

مانند فارسی در زبان آلمانی هم می‌توان از زمان حال برای صحبت کردن دربره آینده استفاده کرد. در این حالت باید برای آینده کردن یک جمله از یک قید یا عبارت زمان آینده مانند فردا (morgen) یا هفته بعد (nächste Woche) استفاده کرد.

به جمله‌های زیر توجه کنید:

.Es regnet

باران می‌بارد.

.Morgen regnet es

فردا باران می‌بارد.

.Die Sonne scheint

خورشید می‌درخشد.

.Morgen scheint die Sonne

فردا خورشید می‌درخشد.

.Es schneit

برف می‌بارد.

.Nächste Woche schneit es

هفته بعد برف می‌بارد.

لطفا نظریادت نره دوست عزیز!
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1391ساعت 10:15  توسط رحمان رسولی آذر | 

ر این بخش به بیان روش‌های مختلف منفی کردن جملات و یا دادن جواب منفی به سوالات می‌پردازیم.

nein

برای دادن جواب منفی به سوالات بلی/خیر باید از واژه nein (به معنی خیر) استفاده می‌کنیم. به مثال زیر توجه کنید.

؟Ist die Speise mit Fleisch

آیا این غذا با گوشت درست شده؟

.Nein

 

خیر.

kein, keine, keinen

واژه‌های kein, keine و keinen در واقع هم معنی هستند. Kein یا حرف تعریف منفی, حالت منفی شده einاست و برای منفی کردن جمله قبل از یک اسم قرار می‌گیرد. برای اسامی مذکر و خنثی باید از kein و برای اسامی مونث و جمع از keine استفاده کرد. به مثال‌های زیر توجه کنید:

.Ich habe ein Fahrrad

من یک دوچرخه دارم.

.Ich habe kein Fahrrad

من هیچ دوچرخه‌ای ندارم.

.Ich möchte eine Suppe

من یک سوپ میل دارم.

.Ich möchte keine Suppe

من سوپ میل ندارم.

 

از keinen  و  keinemدر مواردی استفاده می‌شود که اسم مورد بحث در جایگاه مفعول قرار گرفته باشد. درباره کاربرد این کلمات در آینده صحبت خواهیم کرد.

 

nicht

از این واژه برای منفی کردن فعل یک جمله استفاده می‌شود. Nicht در جمله پس از فعل قرار می‌گیرد و آن فعل را مففی می‌کند. به مثال‌های زیر توجه کنید:

.Der Kaffee ist gut

قهوه خوب است.

.Der Kaffee ist nicht gut

قهوه خوب نیست.

.Es ist weit

این دور است.

.Es ist nicht weit

این دور نیست.

لطفا نظریادت نره دوست عزیز!
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1391ساعت 10:14  توسط رحمان رسولی آذر | 

در این بخش به حالت جمع اسامی در زبان  آلمانی می‌پردازیم.

اولین نکته‌ای که باید بدانید این است که حرف تعریف حالت معرفه همه اسامی جمع die است.

برای جمع کردن اسامی در زبان آلمانی معمولا یک یا دو حرف به انتهای آنها اضافه می‌شود. بسیاری از اسامی مذکر و خنثی  با اضافه کردن حرف –e به انتهای آنها به حالت جمع تبدیل می‌شوند. به مثال‌های زیر توجه کنید:

der Salat
der Wein
das Packet

سالاد
شراب
پاکت

 

die Salate
die Weine
die Packete

سالادها
شراب‌ها
پاکت‌ها

 

و بسیاری از اسامی مونث هم با اضافه کردن حروف  -n یا  -enبه حالت جمع تبدیل می‌شوند.

die Scheibe
die Frau

تکه,  برش
زن

 

die Scheiben
die Frauen

تکه‌ها, برش‌ها
زن‌ها

 

و اگر اسمی به حالت عادی با –en تمام شود حالت جمع آن کاملا مانند حالت مفرد خواهد بود.

ein Brötchen
zwei Brötchen

یک نان
(دو نان (جمع

der Kuchen
die Kuchen

کیک
کیک‌ها

 

حروف صدادار در برخی از اسامی پس از تبدیل شدن به حالت جمع Umlaut  یا دونقطه می‌گیرد. در این حالت تلفظ حرف صدادار عوض می‌شود.

der Apfel
der Sohn
der Bruder

سیب
فرزند پسر
برادر

 

die Äpfel
die Söhne
die Brüder

سیب‌ها
پسران
برادرها

 

با وجود قوانینی که در بالا به آنها اشاره شد بهترین راه یادگیری حالت جمع اسامی یادگرفتن آنها در موقع یادگیری هر اسم است. معمولا بیشتر لغتنامه‌های آلمانی در کنار اسم جنسیت و حالت جمع آن را نیز دارند.

لطفا نظریادت نره دوست عزیز!
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1391ساعت 10:12  توسط رحمان رسولی آذر |